gototopgototop

همایش ها و نششست ها

معرفی تازه های نشر

جدیدترین اثر بنیادفارس شناسی با عنوان " استهبان " منتشر شد

ادامه مطلب...

اوقات شرعی



نقشه هواشناسی فارس

نقشه گردشگری فارس

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterکل بازدیدها762128
 45 مهمان حاضر

اهدای عضو اهدای زندگی

ادامه اوضاع تاریخی شیراز از زمان تیمور تا کریمخان زند PDF چاپ نامه الکترونیک
فارس شناسی

ادامه اوضاع تاریخی شیراز از زمان تیمور تا کریمخان زند

لشکر کشی پیروز محمد به یزد:

نگهبان شهر انتصابی امیر تیمور در یزد تموک قوچین نام داشت ولی چون وی همچون سایر سرداران سپاه برای شرکت در یورش‌ها در خدمت او به سر می‌برد یکی از زیر دستان خود موسوم به امیرعلی بیک را مأمور اداره شهر کرده بود. در سال 798 اهالی یزد که از تسلط بیانگان و ظلم و تعدی ایشان و برخی از همدستان صاحب نفوذ محلی به جان آمده بودند غیبت تموک قوچین را مغتنم شمرده و به کمک بازمانده سپاه آل مظفر به زعامت حاجی آبدار خراسانی سر به عصیان برداشته و امیرعلی بیک و دیگر تیموریان و هواخواهانش را به قتل رسانده و سلطان محمد پسر ابوسعید طبسی را به حکومت برداشتند. قیام کنندگان چون امر حکومت را قبضه نموده و به اموال و امتعه دیوانی دست یافتند و با استفاده از آن غنایم قوای بیش‌تری تجهیز کرده و خود را برای مقابله با هر پیشامدی در مقابل دشمن آماده ساختند. شرف الدین علی یزدی مورخ درباری با پرده پوشی عمدی بر علل قیام طی شرح آن واقعه به جای طرفداری از همشهریان خود و یا لاقل رعایت بی‌طرفی از هیچگونه ناسزاگویی به آنان فروگذار نکرده است. امیر تیمور چون از آن قضیه اطلاع یافت امیرزداده پیرمحمد را مأمور اطفای نایره آن قیام نمود و به نگهبان شهر‌های اصفهان، کرمان و قهستان دستور داد که با سپاه خود به کمک او بشتابند. حکمران فارس و قوای امدادی به موجب فرمان راه یزد در پیش گرفته و آن شهر را در حلقه محاصره خود در آوردند. از سویی حاجی آبدار که در این زمان برای جمع‌آوری سپاه به تفت رفته بود طی جنگی با عده‌ای از لشکریان دشمن به هلاکت رسید. این محاصره چهار ماه طول کشید و چون آذوقه یزد تمام شد و بسیاری از محصورین به سبب قحطی وحشتناک از گرسنگی تلف شدند. ناگزیر محمد طبسی با جمعی از خواص خود در شب بیستم رمضان سال 798 نقبی شهر را رها کرده و فرار نمود. پیرمحمد وقتی از این امر اطلاع یافت آنان را مورد تعقیب قرار داد. در این پیگیری عده‌ای از آن فراریان دستگیر و کشته شدند و تنها محمد طبسی و یکی از ملازمانش به نام حاجی عوض خود را به مهریجرد رساندند. در این محل ملازم مذکور خیانت کرده و او را به قتل رساند و سرش را نزد پیرمحمد آورد تا به وسیله این خوش خدمتی جان خود را نجات دهد، اما وی امید او را به یأس مبدل و فرمان هلاکتش را صادر نمود.

در پی قتل محمد طبسی و دیگر پیشوایان قیام، شهر یزد بی دفاع ماند. سرداران لشکر به موجب فرمانی که از امیرتیمور داشتند پس از تسخیر شهر دست از چپاول و غارت اموال ناچیز بازمانده، اهای فقیرش را کشتند و نگهبانی آن شهر را به تموک قوچین سپرده و به جایگاه خود بازگشتند و تنها امیز زاده پیرمحمد که ظاهرا به جهاتی مورد بی مهری نیای خود قرار گرفته بود بر حسب دستور او عازم قندهار شد.

مأموریت امیرزاده محمد سلطان برای انتظام امور فارس و بنادر خلیج:

پیش از فتح یزد، امیر تیمور به هنگام اقامتش در همدان، یکی از نوه‌هایش موسوم به محمد سلطان فرزند غیاث الدین جهانگیر را به همراه تنی چند از امرای اشکر به شیراز فرستاد و به او دستور داد که علاوه بر انتظام امور ایالت فارس و سواحل خلیج فارس به هرمز لشکرکشی نموده و حکمران آن بندر را به اطاعت فراخواند. امیر زاده محمد سلطان به موجب آن حکم به شیراز آمد و پس از مشاوره با امرای لشکر بدیشان فرمان داد که هر یک جداگانه از طریقی به طرف سواحل جنوب ایران حرکت نموده و تمام مناطق مسیر خود را به انقیاد درآورده و در حوالی بندر هرمز به او ملحق شوند. بر اساس این طرح او و سرداران مزبور پس از قتل و غارت اهالی برخی از نواحی که هنوز به حال نافرمانی به سر می‌برده و از قبول ایلی سر باز می‌زدند و نیز اخذ خراج و باج از از دیگر حکام مطیع در محل موعود یعنی حوالی هرمز به هم رسیدند و سپس مشترکا هفت قلعه از قلاع بنادر خلیج فارس را تصرف و غارت کرده و ویران ساختند. حاکم هرمز محمد شاه که در این وقت در بندر جرون به سر می‌برد چون خود را از مقابله با دشمن ناتوان دید به بندر هرمز آمده و به و امان خواست و علاوه بر تقدیم هدایای فراوان متعهد پرداخت باج و خراج گردید. امیرزاده محمد بعد از این موفقیت در سال 799 به شیراز مراجعت نمود و حکومت فارس را به امیرزاده پیرمحمد که چندی پیش از این تاریخ مورد عفو امیر تیمور قرار گرفته و به فرمان او به مقر فرمانروایی خود بازگشته بود واگذار کرد و به ماورءالنهر رفت و در شهرکش به خدمت نیای خود رسید

 

 
اوضاع تاریخی شیراز از زمان تیمور تا کریمخان زند PDF چاپ نامه الکترونیک
مشاهیر و بزرگان فارس

اوضاع تاریخی شیراز از زمان تیمور تا کریمخان زند

 

 

بخش اول: از زمان سلطنت تیمور تا اواخر سلطنت نادر

شهر شیراز کرسی ایالت فارس اگرچه به سبب موقعیت مناسبش همیشه در جزو شهر‌های بسیار مهم ایران به حساب می‌آمده ولی در دوره فرمانروایی آل اینجو و آل مظفر چون همانند عصر دیالمه عنوان پایتختی داشته دارای اهمیت و مزیت ویژه‌ای بوده است. با فتح شیراز و انقراض سلطنت آل مظفر به توسط امیر تیمور این مقام و مزایا تا حدودی از آن سلب گردید تا اینکه در سال 1180 مجددا کریمخان زند آن‌جا را تختگاه خود قرار داد و موج رونق پیش از پیش آن گردید بنابراین شهر مزبور طی نزدیک به چهارصد سال یعنی در ایام فرمانروایی تیموریان، قره قوینلوها، آق قوینلوها، صفوی‌ها و افشارها و مدتی پس از آن اهمیتی بیش از کرسی یک ایالت که در آن‌جا حکام منتخب از جانب سلاطین سلسله‌های مذکور امور فارس را حل‌و‌فصل می‌نمودند نداشته و به عبارت دیگر تنها یکی از مناطق حاکم نشین آنان محسوب می‌شده است. حال با توجه بدین شرح مختصر به بررسی وقایع تاریخی آن شهر در ادوار فوق الذکر می‌پردازم.

حکمرانی امیرزاده عمر شیخ: تیمور قبل از عزیمت از شیراز به هنگام تعیین حکام و داروغه‌های کرمان و یزد و ابرقوه، حکمرانی فارس را به فرزند خود عمر شیخ سپرد و عده‌ای از امرای لشکری را به خدمت او گمتشت و او را برای انقیاد کشیدن اهالی مناطق و قلاعی که هنوز دست از مبارزه نکشیده و از قبول ایلی سرباز می‌زدند مأمور ساخت. به موجب آن فرمان، عمر شیخ در مقر حکمرانی در فارس یعنی شیراز قرار گرفت و پس از چندی به جز بایقرا دیگر فرزندان خود را که در اوزکند به سر می‌بردند بدین شهر فراخوان خواند. او اندکی بعد از استقرار به منظور انجام مأموریتش ابتدا طی یک سال مجاهدت موفق به فتح قلعه اصطخر، فرک و شهریاری گردید و اهالی آن مواضع را به اطاعت درآورد و سپس برای کمک و مساعدت به لشکریانی که با وجود محاصره کردن قلعه سیرجان هنوز به گشودن آن موفق نشده بودند بدان ناحیه عزیمت نمود.

امیر تیمور مدتی پس از فتح بغداد در سال 795 و فرار سلطان احمد جلایر به شام، به هنگام حرکت به سوی دیار بکر تصمیم گرفت که سپاه بیشتری مجهز نموده به شام و مصر لشکرکشی نماید. بدین مقصود در سال 796 رسولی به نزد عمر شیخ فرستاد و به وی دستور داد که بی درنگ به همراه سپاهیانش به او ملحق شود. چون این پیام در سیرجان به عمر شیخ رسید وی امر محاصره و تسخیر قلعه را به امیر ایدکوی برلاس حاکم کرمان و شاه شاهان والی سیستان و نیز علی سدوز سپرد و خود به شیراز آمد و پس از تمشیت امور و واگذاری اختیارات فارس به امیر سونجک به همراه لشکریان خود از طریق شولستان و کوه کیلویه عازم دیار بکر شد. در بین راه او و سپاهیانش به قلعه کوچکی به نام خرماتو رسیدند که در آن عده قلیلی از مردم سکونت داشتند. امیر زاده از ساکنان آن محل خواست که که مقداری غله و علوفه در اختیار او قرار دهند و چون آنان امتناع نموده و تمرد کردند او برای دادن فرمان یورش به بالای تپه بلندی واقع در مجاورت قلعه صعود نمود. در اثنایی که شاهزاده برای بررسی موقعیت قلعه به نظاره ایستاده بود یکی از قلعگیان تیری به سوی انداخت. این تیر به شریان عمر اصابت کرد و وی در دم جان سپرد. اشکریان فارس در پی این پیشامد به قهر و غلبه تمام قلعه را تسخیر و ویران ساخته و همه ساکنان را به قتل رسانیده و واقعه را به توسط یکی از خواص به نام توکل بهادر به امیر تیمور خبر دادند. امیر تیمور مراسم تعزیت به جا آورده و حکمرانی فارس را به پیر محمد فرزند مقتول ارزان داشت و به او فرمان داد که جنازه پدرش را ابتدا به شیراز حمل سپس به شهر کش منتقل و در مزار خانوداگی واقع در جوار آرامگاه شیخ شمس الدین کلار دفن نماید. صاحب ظفرنامه پس از شرح آن حادثه که در اواسط زمستان سال 776 اتفاق افتاد راجع به فرمان تیمور دایر به انتقال نعش امیر شیخ و محل تدوینش چنین می‌نویسد:

((...... و امیرزاده پیر محمد با امرای پدرش و اوج قرا متوجه شیراز شد و نعش شاهزاده شهید را از موضع خرماتو به شیراز نقل کردند و به مرقدی غاریتی بسپردند و بعد از چندگاه خواتینش سونج قتلغ آغا و بیک ملک آغا و ملکت آغا و پسر او امیرزاده اسکندر که در صغر سن بود در شیراز مانده، نعش را از شیراز به کیش بردند..... و در آن‌جا بقعه‌ای را که از مستحدثات حضرت صاحبقرانی است دفن کردند......))

 


 
میهمانان نوروزی خانه زینت الملک PDF چاپ نامه الکترونیک
جاذبه های گردشگری

ایرانی بودن همواره با رفتاری خاص در دنیا مشهور است. رفتاری آمیخته به خون گرمی صمیمیت میهمان نوازی و البته پیچیدگی ها زیاد. این رفتار که در قالب فرهنگ ایرانی شناخت می شود دستاورد تمدنی است که از هزاران سال پیش در این سرزمین وجود داشته و اساسا مسئله ­ی هویت، ریشه در تاریخ هر ملت دارد. منطقه فارس و علی الخصوص شیراز به عنوان مهد تمدن ایرانی در تمامی ادور تاریخی انتقال دهنده فرهنگ ایرانی بوده است. تمامی مظاهر تمدنی از تخت جمشید گرفته تا دیوان حافظ، بوستان گلستان سعدی و خانه زینت الملک همه و همه فرهنگیست که آمیخته با جان و هویت هر ایرانی است.

خانه زینت الملک یکی از معماری های شاخص دوران معاصر ایران است. جایی که هنر ایرانی با سبک های مدرن دنیا تلاقی میکند. این خانه هم مرزی به شگفتی های دوران کهن ایران است هم دورازه ای به تحولات دوران جدید آن. هنرهای ظریف به کار رفته در گچ بری ها و آیینه کاری ها از چشم نواز ترین مناظر این اثر شکیل تاریخی است. سبک معماری ایرانی آن هم عفاف شرقی در مسئله­ ی اندرونی را دارد هم دمای مطبوع در زمستان و تابستان با ایوان های شمالی  و جنوبی.تمامی این زیبایی و مهندسی اصیل موجب شده که خانه زینت الملک به یکی از جای های دیدنی شیراز تبدیل شود.


 

در تعطیلات عید نوروز خانه زینت الملک زیبا تر از همیشه پذیرای میهمانان عزیز است.

 
زیباترین باغ شهر راز (شیراز) PDF چاپ نامه الکترونیک
جاذبه های گردشگری


باغ ارم

 

بی تو اگر به سر شدی زیر جهان زبر شدی

باغ ارم سقر شدی بی تو به سر نمی شود