gototopgototop

همایش ها و نششست ها

معرفی تازه های نشر

کتاب خیابان کریم خان زند شیراز (همراه با بررسی تاریخی، اجتماعی محله پشت استانداری) با دیدی تاریخی و مردم شناسی در پی توصیف و تحلیل پیشینه تاریخی این قسمت مهم از شهر شیراز است....

اوقات شرعی



نقشه هواشناسی فارس

نقشه گردشگری فارس

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterکل بازدیدها669510
 108 مهمان حاضر

اهدای عضو اهدای زندگی

قدمت شهر شیراز و وجه تسمیه آن PDF چاپ نامه الکترونیک
فارس شناسی

هرچند به طور قطع و یقین نمی‌توان قدمت شیراز را تعیین کرد ولی علاوه بر وضع مساعد طبیعی جهت سکونت در جلگه‌ای که در آن قرار گرفته و موقعیت آن به عنوان مسیر ارتباطی بین شوش و سایر شهر‌های قدیمی خوزستان با دیگر مراکز باستانی جلگه مرودشت و از جمله پاسارگاد تخت جمشید و غیره استاد و مدارک نسبتا فراوانی حاکی از پیشینه آبادی‌هایی که قرن‌ها پیش از استیلای مسلمین براین منطقه در اینجا برپا بودند وجود دارد. این مدارک و شواهد عبارت‌اند از :

1- الواح ایلامی بازیافته در تخت جمشید: عنایت می‌گوید بنا به مفاد متون لوح‌ها، منطقه فارس از لحاظ اداری به شش حوزه تقسیم شده بود و شیراز یکی از آن‌ها به شمار می‌رفته است. به سبب اهمیت حوزه شیراز و حومه، پیوسته در آن‌جا یکی از بلندپایگان دربار مستقر بوده است. در لوح‌های دیوانی مزبور نام نزدیک به چهارصد آبادی ثبت شده است که متأسفانه به جز اندکی تعیین محل بقیه آن‌ها مقدور نیست. در بین آبادی‌ها تنها از شیراز در ردیف شوش و پاسارگاد و تخت جمشید یاد شده است. در برخی از الواح به روشنی و مکرر از دژ مهمی سخن می‌رود که می‌تواند همان (( کهندژ- فهندژ، پهندر، بندر)) باشد

2- قصر ابونصر: در هشت کیلومتری مشرق شیراز در دامنه کوه‌های شرقی، بر روی تپه‌ای سنگی، ابنیه و آثاری از ادوار پیش از اسلام به جا مانده است که غالبا سیاحان در سفرنامه‌های خود از آن یاد کرده‌اند. شاردن پس از توصیف قلعه فهندژ و قبر سعدی این بنا را آتشکده خوانده و چنین به شرح آن می‌پردازد (( در یک فرسنگی این خرابه‌ها، آثاری از سنگ و مرمر دیده می‌شود که علی رغم سختی مواد متشکله خود به طور نامحسوسی فساد‌پذیر است. این سنگ‌ها بقایای معبدی است که بر روی شیب یکی از کوه‌ها قرار گرفته و محیط آن 38 تا 40 پا است. معبد مزبور دارای 3 در در طرف مشرق، شمال و جنوب می‌باشد که هنوز دست نخورده باقی مانده است. ارتفاع در‌ها 6 پا و عرض آن 3 پا می‌باشد. روی هر یک از در‌ها نقش برجسته دو شخص به ارتفاع در به چشم می‌خورد که هماننند نقوش چها منارند ایرانی‌ها این مکان قدیمی را ((مادر سلیمان))، ((مسجد مادر سلیمان)) می‌خوانند.

از جمله منابعی که به استناد آن می‌توان بر دیرینه سالی شیراز مهر تأیید گذاشت شاهنامه فردوسی است.

نخستین باری که این شاعر از شیراز سخن به میان می‌آورد در ذکر دوران کیانیان و روزگار کیخسرو است. بدین ابیات:

سر هفته را کرد آهنگ ری

همه ره به آرامش و رود و می

دو هفته در این شهر بخشید مرد

سوم هفته آهنگ شیراز کرد

هیونان فرستاد چندی ز ری

سوی پارس نزدیک کاووس کی

فردوسی در داستان بابک و ساسان نشان می‌دهد که بهرام یا اروان بزرگ در دوره اشکانی بر اصفهان و شیراز فرمانروایی داشته است:

چو بشنست بهرام ز اشکانیان

ببخشید گنجی به ارزانیان

ورا خواندند اردوان بزرگ

که از میش بگسست چنگال گرگ

ورا بود شیراز تا اصفهان

که داننده خواندیش مرز مهان

و هم او در شرح لشکرکشی پیروز ساسانی بر سر هفتالیان، در وصف یکی از مقتدرترین نجبای ایرانی به نام زرمهر یا سوخرا از خانواده بزرگ قارن که اصلا شیرازی و حکمران سیستان و ملقب به هزار رفت بوده چنین می‌گوید:

که باشد نگهبان تخت و کلاه

بلاش جوان را بود نیک خواه

به آن کار شایست بد سوفرای

یکی نامور بود پایکزه رای

جهان دیده از شهر شیراز بود

سپهبد دل و گردن افراز بود

هم او مرزبان بد به زابلستان

به بست و به غزنین کابلستان

و باز در جای دیگر یعنی وقتی به سن 23 سالگی می‌رسد و سوخرا از جهت بازگشت به زادگاهش اجازت می‌طلبد، اینطور می‌گوید:

بیامد بر تاجور سوفر

ا به دستوری بازگشتن به جای

سپهبد خود و لشکرش ساز کرد

بزد کوس و آهنگ شیراز کزد

دلایل دیگر به استناد منابع جغرافیایی و تاریخی قدیم: از بین منابع موجود قبل از همه باید به کتاب مسالک و ممالک اصطخری توجه نمود وی می‌نویسد ((کوره‌های فارس پنج کوره بودند و بزرگ‌ترین کوره اصطخر است و اصطخر شهری است بزرگ چند اردشیر خره باشد به بزرگی و به اردشیر خوره شهرهاست چون شیراز و سیراف))

و هم او اگرچه شیراز را قصبه، مقر عاملان پارس و از مستحدثات اسلامی می‌داند در جای دیگر در ذکر نام آتشکده‌ها، از وجود آتشکده‌ای به نام ((مسوبان) در شهر مزبور یاد کرده است و می‌افزاید: ((و در گبرکی چنان است که هر زنی که به وقت آبستنی یا به وقت حیض زنا کند پاک نشود تا آنگاه که به آتشگاه آید و پیش هربذ برهنه شود و به کمیز گاو خویشتن را بشوید))

حمدالله مستوفی پس از شرح طول و عرض شیراز در مورد زمان احداث آن چنین می‌نویسد:

((به روایتی شیرازبن طهمورث ساخته بود و خراب شده و به قولی در زمان سابق برآن زمین، شهری فارس نام بوده است و به فارس بن ماسور بن سام بن نوح منسوب است)) در این روایت آن‌چه شایان ذکر است تأکید مؤلف بر دیرینه بودن شهر می‌باشد موضوعی که زرکوب شیرازی در شیرازنامه چنین توجیه می‌کند: ((قدما و اصحاب تواریخ آورده‌اند که شهر شیراز قدیم الایام قطعه زمین بایر معطل بوده، سطحی نامستقیم و زمینی ناهموار)).

به هر صورت انچه از این شواهد و مدارک می‌توان استنباط نمود این است که بی تردید قبل از آمدن مسلمین به خطه فارس در جلگه شیراز و به احتمال زیاد در اطراف قصر ابونصر و برم دلک اگر نه شهر لااقل قصبه و یا قصباتی مسکون از زرتشتیان وجود داشته است.