gototopgototop

همایش ها و نششست ها

معرفی تازه های نشر

کتاب خیابان کریم خان زند شیراز (همراه با بررسی تاریخی، اجتماعی محله پشت استانداری) با دیدی تاریخی و مردم شناسی در پی توصیف و تحلیل پیشینه تاریخی این قسمت مهم از شهر شیراز است....

اوقات شرعی



نقشه هواشناسی فارس

نقشه گردشگری فارس

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterکل بازدیدها725672
 53 مهمان حاضر

اهدای عضو اهدای زندگی

بخشی از اشعار فردوسی PDF چاپ نامه الکترونیک

ادامه مطلب

 
روز شیراز PDF چاپ نامه الکترونیک
اخبار و رویدادها

خوشا شیراز و وضع بی مثالش

خدوندا نگه دار از زوالش

ادامه مطلب

 
مراسم روز شیراز PDF چاپ نامه الکترونیک

همت محمدی مسئول امور فرهنگی و ارتباطات استان فارس گفت:

ادامه مطلب

 
بزرگداشت سعدی PDF چاپ نامه الکترونیک
بزرگداشت یادروز سعدی

اول اردیبهشت، روز بزرگداشت استاد سخن (سعدی) گرامی باد

 


 
آثار سعدی PDF چاپ نامه الکترونیک
مشاهیر و بزرگان فارس

آثار سعدی شیرازی

بوستان

بوستان سعدی یا سعدی نامه، نخستین اثر مستقل سعدی است که سرودن آن در سال ۶۵۵ هجری پایان یافته است. زبان این منظومه، زبانی است استوار و روان و هماهنگ و به دور از تصنع و تکلف. این اثر در قالب مثنوی و در بحر متقارب سروده شده و محتوای آن اخلاق و تربیت و سیاست و امور اجتماعی است.

بوستان را شهر آرمانی سعدی دانسته‌اند: دنیای پسندها و آرزوهای او. مدینه‌ی فاضله ای که بنیان نظام اجتماعی آن بر عدل استوار است و لبریز از گذشت و فداکاری، احسان و تواضع، همدلی و هم‌دردی و عشق به خداست. بوستان در ده باب و در قالبی از حکایات و گفت و شنودها ساخته و پرداخته شده است که تا زمانی که انسان و انسانیت زنده است، حرفها برای گفتن و درسهایی برای آموختن دارد.

منظومه بوستان که زاده خیال و جهان آرمانی و مطلوب سعدی است، آکنده از نیکی، ایمان، پاکی و صفاست. در این گلزار، شاعر با گشودن ده باب به روی کسانی که قصد سیر و سیاحت در این فضای معنوی دارند، آنان را به شهر آرمانی‏ای رهبری می‏کند که در چشم انداز زیبای آن، انسان بر اوج قلّه آدمیت بر می‏آید و از هر چه پستی و نامردمی است، پاک می‏شود. برای مثال، یک جوانمرد که خود تنگ دست است، برای آنکه زندانی بینوایی را از بند طلبکار نجات دهد، ضامن او می‏شود. بعد او را فراری می‏دهد و خودش به جای او سال‏ها در زندان می‏ماند. سعدی در بوستان خویش می‏کوشد که هر چه زشتی و بدی را از عرصه این جهان بزداید و در همه جهان، جز نیکی و زیبایی چیزی باقی نگذارد. از دیدگاه وی، حتی ستمکاران از گرایش به نیکی خالی نیستند.

در بوستان كه منظومه شعری در اخلاق و تربیت و وعظ و تحقیق سروده است و شامل 10باب است چنین ابوابی را می بینیم 1- عدل 2- احسان 3- عشق 4- تواضع 5- وفا 6- ذكر 7- تربیت 8- شكر 9ـ توبه 10 مناجات و ختم كتاب ، كه شاعر تاریخ تمام شدن كتاب را در سال 655 ه .ق بیان كرده است كه این كتاب را شاعر قبل از بازگشت به شیراز سروده و آن را به عنوان یك ارمغانی به شهر خود آورده است و هم چنین این كتاب را به ابوبكر بن سعد بن زنگی تقدیم كرده است .

گلستان

در نظر بسیاری از استادان ادبیات فارسی، درگذشته و حال زیباترین نثر فارسی در بیان مسایل اجتماعی و اخلاقی کتاب گلستان سعدی است که در عین شیوایی و رسایی، هیچ گونه کلام زایدی ندارد. یک سال پس از پایان نگارش «بوستان»، سعدی ارمغانی دیگر به نام «گلستان» را در هشت باب برای دوستداران ادب و فرهنگ به زبان نثر به تصویر کشید. نثر گلستان نثری است آراسته و در عین حال روان و ساده. سعدی با قدرت خارق‌العاده‌ی خود کلمات را زیبا می‌گزیند، زیباتر در کنار هم می‌نشاند و از این هم‌نشینی کلمات، موسیقی کلامی روح‌نواز می‌آفریند که اهل فن آن را نثر «مسجع» یا «آهنگین» می‌نامند. پیشینیان ما آن را به کودکان خود آموزش می‌دادند و نخستین کتاب خوانده شده توسط هر ایرانی «گلستان» بود. داستان‌های کوتاه و پندهای اخلاقی آن در آموزش نسل‌های متعدد نقش بسزایی داشته است چنان‌که بیشتر گزاره‌ها و ابیات گلستان به شکل ضرب‌المثل به گفتار ایرانیان راه یافته‌ است.

به گفته جامی، شاعر نامدار ایرانی، آن را «نه گلستان، که روضه‏ای زبهشت» باید دانست. در این کتاب که تصویری از دنیای واقعیت‏هاست، چهره عاطفی و اخلاقی انسان‏ها، آن چنانکه هستند، در قالب داستان‏هایی دل نشین و مزیّن به آیات قرآنی و احادیث نبوی، همراه با اشعار فارسی، عربی و در نهایت بلاغت و شیوایی به نگارش در آمده است. خود سعدیِ شیرین سخن چه زیبا سروده است:

به چه کار آیدت ز گل طبقی

ز گلستان من ببر ورقی

گل همین پنج روز و شش باشد

وین گلستان همیشه خوش باشد

قصاید

به رغم افول قالب شعری قصیده در قرن ششم و به دنبال آن رواج غزل، سعدی در این زمینه نیز تبحر خاصی داشته و به دو زبان فارسی و عربی قصایدی سروده است. این قصاید را از نظر محتوا می‌توان در دو حوزه‌ی «تاملات و تفکرات» و « مدح امرا و سلاطین معاصر» جای داد که دومی اگر چه از شان وی دور است، اما اغلب ملایم و به دور از اغراق است. غالبا آن‌ها را پند و اندرز می‌دهد و صفات نیکی را در آنان می‌ستاید که خود به شیوه‌ی غیر مستقیم، تشویق به داشتن خلق و خوی پسندیده است. قصاید عربی وی كمتر از 700بیت است كه شامل : مدح ، نصیحت و یك قصیده مفصل در مرثیه المستعصم بالله است. همین طور مجموعه ای از قصاید فارسی در موعظه و نصیحت و توحید و مدح پادشاهان و رجال معروف زمان خود نیز دارد .

مراثی

چهارمین دسته بندی آثار او مرثیه هایی است كه شامل چند قصیده در مرگ مستعصم بالله و ابوبكر بن سعد بن زنگی و سعدبن ابوبكر وامیر فخرالدین ابوبكر است و یك ترجیع بند بسیار معروف در مرثیه اتابك سعد بن ابوبكر.

غرلیات

سعدی بسیاری از اندیشه‏ها، باورها، عقاید و احساسات خود را در قالب غزل بیان کرده است و عواطف درونی خود را، صاف و صمیمی با خوانندگان در میان می‏گذارد. غزل‏های سعدی، حاکی از سوز و گُداز او در عشق است. عشق سعدی، هم به تمامی مخلوقات و هم به آفریدگان او اظهار می‏شود؛ چنانکه خود او می‏گوید:

به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم از اوست

عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

سعدی غزل را چنان زلال و شفاف و در عین حال استوار و باشکوه سروده‌ است که به جرات می‌توان گفت تمامی غزل‌ سرایان بعد از او، از تاثیر سبک و سخن وی بی نصیب نمانده‌اند. زبان او روان و ساده و عاشقانه است. آرایه های ادبی را بسیار استادانه و طبیعی به‌کار می‌گیرد. از حشو و اغراق می‌پرهیزد و خیال انگیزی و تصویر آفرینی را به اوج خود می‌رساند و این‌گونه است که ترنمی زیبا و گوش‌نواز را در غزلیات خود جاودانه می‌کند.

درباره محتوای غزلیات سعدی می‏گویند: غزل‏های سعدی، وصف عشق و مستی و محبت است. از غزل‏های او برمی‏آید که او مرد عشق است... و تار و پُودِ وجودش با عشق بافته شده است. سخن بیرون از عشق را قیل و قال می‏خواند و عشق ورزی را هنر خود.

کسان عیب کنندم که عاشقی همه عمر

کدام عیب که سعدی خود این هنر دارد

دکتر عبدالحسین زریّن‏کوب درباره عشق سعدی می‏گوید: عشق او در حقیقت اخلاق و تقواست، درد و سوز و گذشت و تسلیم است. چنان از خودپرستی به دور است که در آن، از عاشق و خواستِ او نشانی نیست. از اینجاست که هیچ چیز معنوی‏تر، اخلاقی‏تر و روحانی‏تر از عشق وی نمی‏توان جُست.

دیگر آثار منظوم او عبارتند از :

ملمعات و مثلثات ، ترجیعات ، طیبات ، بدایع ،خواتیم ، غزل قدیم، صاحبیه كه مجموعه ای است از بعضی قطعه های فارسی وعربی كه غالبا در مدح شمس الدین صاحب دیوان جوینی است كه معروف به صاحیبیه است و همین طور مجموعه ای از اشعار هزل و دو مثنوی انتقادی شیرین و چند غزل و رباعی ، رباعیات و مفردات.

آثار منثور دیگر او عبارت است از :ـ مجالس پنجگانه ،‌كه شامل ذكر و مواعظ شیخ است . ـ رساله ای در پاسخ صاحب دیوان شمس الدین محمد جوینی و جوابهای شیخ است ـ رساله ای در عقل و عشق كه سعدی به آن پاسخ گفته است ـ نصیحه الملوك كه نصایح الملوك هم گفته شده كه رساله ای است در باب سیاست .

خلاصه هر کدام از این آثار عبارت‌اند از:

ملمعات و مثلثات و ترجیعات: که شمال اشعاری در قالب های خاص مانند ترجیع بند و... است.
مجالس پنجگانه: این کتاب به نثر است و در بردارنده ی خطابه ها و سخنرانی های سعدی است. هر چند موضوع آن ارشاد و نصیحت است اما از لحاظ جوهر نویسندگی به پای گلستان نمی رسد.

نصیحة الملوک: در پند و اخلاق و چندین رساله ی دیگر به نثر در موضوعات گوناگون.


صاحبیه: که مجموعه چند قطعه فارسی و عربی است و بیشتر آنها در ستایش شمس الدین صاحب دیوان جوینی وزیر دانشمند دوست عصر اتابکان است و به همین دلیل آن را "صاحبیه" نامیده است.

خبیثات: مجموعه ای است از اشعار هزل آمیز، که هر چند اغلب آنها خوشایند نیست ولی چند غزل و رباعی دارد که نمونه ای از لطیفه های آن دوران هستند و از این جهت قابل بررسی اند. مجموعه این آثار "کلیات سعدی" نامیده می شود. که تحت همین عنوان بارها بارها چاپ شده است. تاریخ درگذشت این شاعر بزرگ ایران زمین را هم سال های 690 تا 695 ه. ق نوشته اند.

كلیات شیخ سعدی عنوانی است كه به مجموعه آثار منظوم و منثور داده شده است كه تمام این آثار را ابتدا خود شیخ جمع ‌آوری و مرتب نمود ولی بعد از وفات شیخ شخصی به نام علی بن احمد بن ابی بكر بیستون این آثار را مرتب و تنظیم كرد.

 

 
ماهی با سعدی PDF چاپ نامه الکترونیک
مشاهیر و بزرگان فارس

شروع زیباترین ماه بهار با بهاری‌ترین شاعر فارس

اولین روز ماه اردیبهشت را به بزرگداشت و گرامی‌داشت استاد سخن فارسی، «سعدی» اختصاص داده‌اند که به حق، او را «افصح‌المتکلمین»، یعنی فصیح‌ترین گوینده و شاعر نامیده‌اند. «سعدی» بدون تردید یکی از پنج شاعر طراز اول زبان فارسی است. برخی دیگر، او را بزرگ‌ترین شاعر ایران می‌دانند که فصاحت و زیبایی کلام او را مانندی نیست و شیوایی آن در نظم و نثر، زبانزد همگان است. سعدی شاید تنها شاعری باشد که کلامش را سهل و ممتنع می‌دانند، زیرا سخن منظوم او به‌قدری شیوا و بی‌تکلف است که به نثری روان و ساده نزدیک است. کسانی که بخواهند کار او را در نثر تقلید کنند درمی‌مانند و در ضمن کار، به دشواری آن پی می‌برند. همچنان است در سرودن غزل و بیان اخلاق و عرفان عملی. جز «حافظ» که پس از «سعدی» نام آورترین شعرا در سرایش غزل است، هنوز شاعری نتوانسته به سبک و شیوه‌ی «سعدی» غزل بسراید. در زمینه‌ی اخلاق و عرفان عملی نیز کتابی نوشته نشده که همپای «بوستان» باشد .

زندگی‌نامه‌ی سعدی

شیخ مصلح‌الدین مشرف‌بن عبد‌الله، مشهور به «سعدی» شیرازی در سال 600 هجری قمری یا در نیمه‌ی نخست قرن ششم هجری در شیراز دیده به جهان گشود. در مورد تاریخ دقیق زادروز او تردید هست. گفته می‌شود که او در سالهای بین 610 تا 615 به دنیا آمده‌است. به نظر چند تن از استادان و پژوهشگران زبان فارسی، همچون «ذبیح‌الله صفا»، «مجتبی مینوی» و دیگران، سال ولادت «سعدی»، سال 606 است. پدر او در دستگاه دیوانی «اتابک سعدبن زنگی»، فرمانروای فارس، کار می‌کرد. آنچه مسلم است این است که او از خاندان علم و دانش بوده چنا‌که گفته‌است «همه قبیله‌ی من، عالمان دین بودند».سعدی» نوجوان بود که پدر خود را از دست داد و سپس به توصیه‌ی اتابک فارس بری ادامه‌ی تحصیل به بغداد رفته و در نظامیه و مراکز علمی دیگر آنجا، دانش آموخت و از حجره‌ی مدرسه و کمک هزینه‌ی تحصیلی که مدیران مدرسه‌ی «نظامیه» می‌پرداختند، بهره‌ی بسیار برد و بیشتر اوقات خود را به درس و بحث گذراند. او به هنگام اقامت در بغداد، از محضر استادانی چون «شیخ ابوالفرج جوزی» و «شیخ شهاب‌الدین سهروردی» بهره برد. در آن زمان، زادگاه «سعدی»، شیراز، که از تیررس حمله‌ی مغولان و ویرانی تاتارها بدور مانده بود، اندکی بعد دستخوش هرج و مرج، ناامنی و ترکتازی قبایل شمال شرقی ایران گردید، چنان که خود او می‌گوید:«جهان درهم افتاده چون موی زنگی».سعدی» پس از فراغت از تحصیل به سفر پرداخت و راهی سرزمین‌های دیگر گشت و به قول خود، در اقالیم غربت سالیانی بسر برد. این سیر و سفر، نزدیک سی سال به طول انجامید، از جمله از هندوستان و مغرب و روم دیدن کرد. اگر در «کلیات» سعدی که شامل «بوستان» و «گلستان» است، دقت کنیم، ردپا و مکانهایی را که به آنجا سفر داشته‌است، می‌توان دید. از جمله‌ی این مکانها در کتاب «گلستان» می‌توان به:

سفر به حجاز و مکه، دمشق، بیابان قدس و طرابلس و حلب، بصره، اسکندریه، کوفه، جزیره‌ی کیش، کاشغر، دیار بکر، دیار مغرب، بلخ و بامیان، اشاره داشت.

همچنین از سفرهای او در کتاب «بوستان» می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

دمشق، روم شرقی (ترکیه امروز)، شهر صنعا واقع در یمن، و دیدار از «سومنات» هند. در این جهانگردی‌ها، «سعدی» برای تهیه‌ی مخارج سفر و گذران زندگی خویش، در طول راه و هنگام اقامت در شهرها، از دانش خود در آموزش دینی، وعظ در مساجد و تدریس بهره می‌برده‌است. سرانجام پس از چهل سال سیر آفاق و انفس، با انبانی ارزشمند از تجربه و دانش به شیراز برمی‌گردد و حاصل معنوی، اخلاقی، احوال روحی و اجتماعی، اندیشه‌ها و جهان‌بینی خود را در سال 655 در قالب کتاب «بوستان» و در سال 656، در کتاب «گلستان» می‌ریزد. این دو کتاب که نتیجه‌ی عمری جهانگردی و تجربه اندوزی و مشاهدات «سعدی» بوده، گنجینه‌ی ارزشمندی‌است از نکته‌های اجتماعی و اخلاقی و راه و روش بهتر زیستن. در کتاب «گلستان»، سعدی با زیباترین شکل و در نهایت متانت و استواری، کلام را با شوخی و مزاح در هم‌آمیخته، چنان‌که خود او می‌گوید: «داروی تلخ نصیحت، به شهد رأفت برآمیخته تا طبع ملول از دولت قبول، محروم نماند.

کتاب «گلستان» که شاهکار نثر فارسی و سرآمد همه‌ی آثار منثور فارسی است، در یک دیباچه و هشت باب به نثر مسجّع نوشته شده‌است. غالب نوشته‌ها، کوتاه و داستانگونه و مملو از پندهای اخلاقی است. «سعدی» نثر مسجع را از نظر زیبایی و کوتاهی کلام به اوج خود رسانده است و هنوز کسی نتوانسته با او در این مورد برابری کند. واژه‌ی «مسجّع» به معنی آواز بال کبوتر است و در صنعت ادبی به نثری گفته می‌شود که شبیه شعر است و دارای وزن.

دیباچه

باب اول_ در سیرت پادشاهان

باب دوم _ در اخلاق درویشان

باب سوم _در فضیلت قناعت

باب چهارم _در فوائد خاموشی

باب پنجم _در عشق و جوانی

باب ششم _در ضعف و پیری

باب هفتم _در تأثیر تربیت

باب هشتم _در آداب صحبت

 

 
ادامه اوضاع تاریخی شیراز از زمان تیمور تا کریمخان زند PDF چاپ نامه الکترونیک
فارس شناسی

ادامه اوضاع تاریخی شیراز از زمان تیمور تا کریمخان زند

لشکر کشی پیروز محمد به یزد:

نگهبان شهر انتصابی امیر تیمور در یزد تموک قوچین نام داشت ولی چون وی همچون سایر سرداران سپاه برای شرکت در یورش‌ها در خدمت او به سر می‌برد یکی از زیر دستان خود موسوم به امیرعلی بیک را مأمور اداره شهر کرده بود. در سال 798 اهالی یزد که از تسلط بیانگان و ظلم و تعدی ایشان و برخی از همدستان صاحب نفوذ محلی به جان آمده بودند غیبت تموک قوچین را مغتنم شمرده و به کمک بازمانده سپاه آل مظفر به زعامت حاجی آبدار خراسانی سر به عصیان برداشته و امیرعلی بیک و دیگر تیموریان و هواخواهانش را به قتل رسانده و سلطان محمد پسر ابوسعید طبسی را به حکومت برداشتند. قیام کنندگان چون امر حکومت را قبضه نموده و به اموال و امتعه دیوانی دست یافتند و با استفاده از آن غنایم قوای بیش‌تری تجهیز کرده و خود را برای مقابله با هر پیشامدی در مقابل دشمن آماده ساختند. شرف الدین علی یزدی مورخ درباری با پرده پوشی عمدی بر علل قیام طی شرح آن واقعه به جای طرفداری از همشهریان خود و یا لاقل رعایت بی‌طرفی از هیچگونه ناسزاگویی به آنان فروگذار نکرده است. امیر تیمور چون از آن قضیه اطلاع یافت امیرزداده پیرمحمد را مأمور اطفای نایره آن قیام نمود و به نگهبان شهر‌های اصفهان، کرمان و قهستان دستور داد که با سپاه خود به کمک او بشتابند. حکمران فارس و قوای امدادی به موجب فرمان راه یزد در پیش گرفته و آن شهر را در حلقه محاصره خود در آوردند. از سویی حاجی آبدار که در این زمان برای جمع‌آوری سپاه به تفت رفته بود طی جنگی با عده‌ای از لشکریان دشمن به هلاکت رسید. این محاصره چهار ماه طول کشید و چون آذوقه یزد تمام شد و بسیاری از محصورین به سبب قحطی وحشتناک از گرسنگی تلف شدند. ناگزیر محمد طبسی با جمعی از خواص خود در شب بیستم رمضان سال 798 نقبی شهر را رها کرده و فرار نمود. پیرمحمد وقتی از این امر اطلاع یافت آنان را مورد تعقیب قرار داد. در این پیگیری عده‌ای از آن فراریان دستگیر و کشته شدند و تنها محمد طبسی و یکی از ملازمانش به نام حاجی عوض خود را به مهریجرد رساندند. در این محل ملازم مذکور خیانت کرده و او را به قتل رساند و سرش را نزد پیرمحمد آورد تا به وسیله این خوش خدمتی جان خود را نجات دهد، اما وی امید او را به یأس مبدل و فرمان هلاکتش را صادر نمود.

در پی قتل محمد طبسی و دیگر پیشوایان قیام، شهر یزد بی دفاع ماند. سرداران لشکر به موجب فرمانی که از امیرتیمور داشتند پس از تسخیر شهر دست از چپاول و غارت اموال ناچیز بازمانده، اهای فقیرش را کشتند و نگهبانی آن شهر را به تموک قوچین سپرده و به جایگاه خود بازگشتند و تنها امیز زاده پیرمحمد که ظاهرا به جهاتی مورد بی مهری نیای خود قرار گرفته بود بر حسب دستور او عازم قندهار شد.

مأموریت امیرزاده محمد سلطان برای انتظام امور فارس و بنادر خلیج:

پیش از فتح یزد، امیر تیمور به هنگام اقامتش در همدان، یکی از نوه‌هایش موسوم به محمد سلطان فرزند غیاث الدین جهانگیر را به همراه تنی چند از امرای اشکر به شیراز فرستاد و به او دستور داد که علاوه بر انتظام امور ایالت فارس و سواحل خلیج فارس به هرمز لشکرکشی نموده و حکمران آن بندر را به اطاعت فراخواند. امیر زاده محمد سلطان به موجب آن حکم به شیراز آمد و پس از مشاوره با امرای لشکر بدیشان فرمان داد که هر یک جداگانه از طریقی به طرف سواحل جنوب ایران حرکت نموده و تمام مناطق مسیر خود را به انقیاد درآورده و در حوالی بندر هرمز به او ملحق شوند. بر اساس این طرح او و سرداران مزبور پس از قتل و غارت اهالی برخی از نواحی که هنوز به حال نافرمانی به سر می‌برده و از قبول ایلی سر باز می‌زدند و نیز اخذ خراج و باج از از دیگر حکام مطیع در محل موعود یعنی حوالی هرمز به هم رسیدند و سپس مشترکا هفت قلعه از قلاع بنادر خلیج فارس را تصرف و غارت کرده و ویران ساختند. حاکم هرمز محمد شاه که در این وقت در بندر جرون به سر می‌برد چون خود را از مقابله با دشمن ناتوان دید به بندر هرمز آمده و به و امان خواست و علاوه بر تقدیم هدایای فراوان متعهد پرداخت باج و خراج گردید. امیرزاده محمد بعد از این موفقیت در سال 799 به شیراز مراجعت نمود و حکومت فارس را به امیرزاده پیرمحمد که چندی پیش از این تاریخ مورد عفو امیر تیمور قرار گرفته و به فرمان او به مقر فرمانروایی خود بازگشته بود واگذار کرد و به ماورءالنهر رفت و در شهرکش به خدمت نیای خود رسید

 

 
اوضاع تاریخی شیراز از زمان تیمور تا کریمخان زند PDF چاپ نامه الکترونیک
مشاهیر و بزرگان فارس

اوضاع تاریخی شیراز از زمان تیمور تا کریمخان زند

 

 

بخش اول: از زمان سلطنت تیمور تا اواخر سلطنت نادر

شهر شیراز کرسی ایالت فارس اگرچه به سبب موقعیت مناسبش همیشه در جزو شهر‌های بسیار مهم ایران به حساب می‌آمده ولی در دوره فرمانروایی آل اینجو و آل مظفر چون همانند عصر دیالمه عنوان پایتختی داشته دارای اهمیت و مزیت ویژه‌ای بوده است. با فتح شیراز و انقراض سلطنت آل مظفر به توسط امیر تیمور این مقام و مزایا تا حدودی از آن سلب گردید تا اینکه در سال 1180 مجددا کریمخان زند آن‌جا را تختگاه خود قرار داد و موج رونق پیش از پیش آن گردید بنابراین شهر مزبور طی نزدیک به چهارصد سال یعنی در ایام فرمانروایی تیموریان، قره قوینلوها، آق قوینلوها، صفوی‌ها و افشارها و مدتی پس از آن اهمیتی بیش از کرسی یک ایالت که در آن‌جا حکام منتخب از جانب سلاطین سلسله‌های مذکور امور فارس را حل‌و‌فصل می‌نمودند نداشته و به عبارت دیگر تنها یکی از مناطق حاکم نشین آنان محسوب می‌شده است. حال با توجه بدین شرح مختصر به بررسی وقایع تاریخی آن شهر در ادوار فوق الذکر می‌پردازم.

حکمرانی امیرزاده عمر شیخ: تیمور قبل از عزیمت از شیراز به هنگام تعیین حکام و داروغه‌های کرمان و یزد و ابرقوه، حکمرانی فارس را به فرزند خود عمر شیخ سپرد و عده‌ای از امرای لشکری را به خدمت او گمتشت و او را برای انقیاد کشیدن اهالی مناطق و قلاعی که هنوز دست از مبارزه نکشیده و از قبول ایلی سرباز می‌زدند مأمور ساخت. به موجب آن فرمان، عمر شیخ در مقر حکمرانی در فارس یعنی شیراز قرار گرفت و پس از چندی به جز بایقرا دیگر فرزندان خود را که در اوزکند به سر می‌بردند بدین شهر فراخوان خواند. او اندکی بعد از استقرار به منظور انجام مأموریتش ابتدا طی یک سال مجاهدت موفق به فتح قلعه اصطخر، فرک و شهریاری گردید و اهالی آن مواضع را به اطاعت درآورد و سپس برای کمک و مساعدت به لشکریانی که با وجود محاصره کردن قلعه سیرجان هنوز به گشودن آن موفق نشده بودند بدان ناحیه عزیمت نمود.

امیر تیمور مدتی پس از فتح بغداد در سال 795 و فرار سلطان احمد جلایر به شام، به هنگام حرکت به سوی دیار بکر تصمیم گرفت که سپاه بیشتری مجهز نموده به شام و مصر لشکرکشی نماید. بدین مقصود در سال 796 رسولی به نزد عمر شیخ فرستاد و به وی دستور داد که بی درنگ به همراه سپاهیانش به او ملحق شود. چون این پیام در سیرجان به عمر شیخ رسید وی امر محاصره و تسخیر قلعه را به امیر ایدکوی برلاس حاکم کرمان و شاه شاهان والی سیستان و نیز علی سدوز سپرد و خود به شیراز آمد و پس از تمشیت امور و واگذاری اختیارات فارس به امیر سونجک به همراه لشکریان خود از طریق شولستان و کوه کیلویه عازم دیار بکر شد. در بین راه او و سپاهیانش به قلعه کوچکی به نام خرماتو رسیدند که در آن عده قلیلی از مردم سکونت داشتند. امیر زاده از ساکنان آن محل خواست که که مقداری غله و علوفه در اختیار او قرار دهند و چون آنان امتناع نموده و تمرد کردند او برای دادن فرمان یورش به بالای تپه بلندی واقع در مجاورت قلعه صعود نمود. در اثنایی که شاهزاده برای بررسی موقعیت قلعه به نظاره ایستاده بود یکی از قلعگیان تیری به سوی انداخت. این تیر به شریان عمر اصابت کرد و وی در دم جان سپرد. اشکریان فارس در پی این پیشامد به قهر و غلبه تمام قلعه را تسخیر و ویران ساخته و همه ساکنان را به قتل رسانیده و واقعه را به توسط یکی از خواص به نام توکل بهادر به امیر تیمور خبر دادند. امیر تیمور مراسم تعزیت به جا آورده و حکمرانی فارس را به پیر محمد فرزند مقتول ارزان داشت و به او فرمان داد که جنازه پدرش را ابتدا به شیراز حمل سپس به شهر کش منتقل و در مزار خانوداگی واقع در جوار آرامگاه شیخ شمس الدین کلار دفن نماید. صاحب ظفرنامه پس از شرح آن حادثه که در اواسط زمستان سال 776 اتفاق افتاد راجع به فرمان تیمور دایر به انتقال نعش امیر شیخ و محل تدوینش چنین می‌نویسد:

((...... و امیرزاده پیر محمد با امرای پدرش و اوج قرا متوجه شیراز شد و نعش شاهزاده شهید را از موضع خرماتو به شیراز نقل کردند و به مرقدی غاریتی بسپردند و بعد از چندگاه خواتینش سونج قتلغ آغا و بیک ملک آغا و ملکت آغا و پسر او امیرزاده اسکندر که در صغر سن بود در شیراز مانده، نعش را از شیراز به کیش بردند..... و در آن‌جا بقعه‌ای را که از مستحدثات حضرت صاحبقرانی است دفن کردند......))

 


 
میهمانان نوروزی خانه زینت الملک PDF چاپ نامه الکترونیک
جاذبه های گردشگری

ایرانی بودن همواره با رفتاری خاص در دنیا مشهور است. رفتاری آمیخته به خون گرمی صمیمیت میهمان نوازی و البته پیچیدگی ها زیاد. این رفتار که در قالب فرهنگ ایرانی شناخت می شود دستاورد تمدنی است که از هزاران سال پیش در این سرزمین وجود داشته و اساسا مسئله ­ی هویت، ریشه در تاریخ هر ملت دارد. منطقه فارس و علی الخصوص شیراز به عنوان مهد تمدن ایرانی در تمامی ادور تاریخی انتقال دهنده فرهنگ ایرانی بوده است. تمامی مظاهر تمدنی از تخت جمشید گرفته تا دیوان حافظ، بوستان گلستان سعدی و خانه زینت الملک همه و همه فرهنگیست که آمیخته با جان و هویت هر ایرانی است.

خانه زینت الملک یکی از معماری های شاخص دوران معاصر ایران است. جایی که هنر ایرانی با سبک های مدرن دنیا تلاقی میکند. این خانه هم مرزی به شگفتی های دوران کهن ایران است هم دورازه ای به تحولات دوران جدید آن. هنرهای ظریف به کار رفته در گچ بری ها و آیینه کاری ها از چشم نواز ترین مناظر این اثر شکیل تاریخی است. سبک معماری ایرانی آن هم عفاف شرقی در مسئله­ ی اندرونی را دارد هم دمای مطبوع در زمستان و تابستان با ایوان های شمالی  و جنوبی.تمامی این زیبایی و مهندسی اصیل موجب شده که خانه زینت الملک به یکی از جای های دیدنی شیراز تبدیل شود.


 

در تعطیلات عید نوروز خانه زینت الملک زیبا تر از همیشه پذیرای میهمانان عزیز است.

 
<< ابتدا < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>

صفحه 4 از 19